حرمت سکوت

✘یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشتمو بغل کرده بودم ✘



✘داشتم خاطراتمونو مرور میکردم..✘



✘باخودم گفتم الان باکیه؟؟✘



✘کجاس؟✘



✘چی پوشیده؟.✘



✘به عکساش خیره شدم...✘



✘دیدم پیام دارم...✘



✘نگاه کردم خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیچکی ونداشتم...✘



✘اما تاچشمم به فرستنده خورد درجاخشکم زد..✘



✘چندبار اسمشو خوندم....✘



✘تمام خاطراتش اومد جلوچشمم....✘



✘حتی اخرین حرفش که بهم گفت هری...✘



✘خواستم پاک کنم اما چشمم به متنش افتاد...✘



✘نوشته بود«دوست دارم دیوونه».....✘



✘لحنش مثل همون موقعا بود.....✘



✘بااین حرفش تمام گذشته رو فراموش کردم ...✘



✘نوشتم «منم دوست دارم عشقم»✘



✘بالبخند اومدم دکمه ی ارسال وبزنم..✘

.

.

.

.



✘نوشت☜«ببخشید اشتباه شد»☞✘

گاهی وقتا توی رابطه ها

نیازی نیست طرف بهت بگه:برو

همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره

همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی

همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه

همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه

و همین که حضور دیگران توی زندگیش پر رنگ تر از بودن تو باشه

هزار بار سنگین تر از کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه

پس برو قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی ...

پس منم میرم .........

سلامتیه اونی که دلم واسش خیلی تنگه

اما بهش قول دادم مزاحمش نشم....

سلامتیه اونی که آرزوی داشتنش واسه

منه و وصالش واسه رقیب من ....

سلامتیه اونی که فقط خوبیشو خواستم

ولی همه جا نشست بدیمو گفت ....

سلامتیه اونی که میدونم بهم خیانت میکنه

اما خودمو گول میزنم و میگم دروغه ....

سلامتیه اونی که حتی با هزار تا بدی که در حقم

کرده اگه بازم بیاد طرفم دلم نمیاد برنجونمش ...

سلامتیه اونی که تا فهمید چقدر دوسش دارم

شروع کرد به اذیت کردن....

کاش فقط بودی 

وقتی بغض میکردم

بغلم میکردی و میگفتی 

ببینم چشاتو

منو نیگا کن

اگه گریه کنی قهر میکنم میرما !!!!

 

دو شنبه 13 مهر 1393| 23:26 |احسان| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

ϰ-†нêmê§